جدایی
نمیخواهم بذارم بری
هر چند عاقلانه نیست
برای من که عاشقم
از سر تا پا جواهری
اما دزد ماهری
قلب من رو به سادگی
دزدیدی ازم و ظاهراً
که راه چاره نیست
نمیدونم چیکار کنم
نمیشه انتخاب کنم
نه میتونم باهات بمونم
نه میتونم فرار کنم
بدجوری مبتلات شدم
نمونده هیچ حواس واسم
آره دائم مست خاطراتتم
در امتداد شب
--
هنوز باز هم
تویه خوابم
میخواهی با من
باشی تا آخر
امیدوارم
یه روزی پاشم
ببینم تو هستی
کنارم
شب تا صبح
صبح تا ظهر
تموم عصر
همش با تو
فقط میخواهم
که با من
بمونی از الان
تا آخر
--
دایم در انتظارتم
به فکرتم تمام شب
نمیتونم جدا بشم
کم مونده فنا بشم
بارون قطره های اشک
حصرت و ناله های شب
نمیذاره رها بشم
بیهوده است تلاش من
----
وای کـــــــجـــــــــایــــــی
انگار رسید وقت جدایی
ای یـــــــار کــــجـــــــــایــــــی
انگـــــــــار رسید وقت جدایی
----
دو سال تموم - دنبالت هر روز
دویدم هنوز - نموندی پهلوم
نه تقصیر من نبود
دروغگوییت نداره حدود
آره اینه عاقبتمون
شده دیگه طاقتم تموم شد
من رو بردی تا لب جنون
از پیشم برو دور من نمون
--
برو دیگه اصلا نیا سمتم
هیچوقت حتی
نپرس دیگه از من که رفتم
از این دنیا
واسه تو من مردم رنج بردم
ای بی وفا
نموندی کنارم تو آخر
با این حرفها
هنوزم میخواهمت خدا شاهد
تویه شبهام
چشهام بیخوابه میتابه
نوره مهتاب
وقتی که باهامی همراهمی
شب بیهمتاست
ولی فردا باز هم میذاری
میری از نو
--
دایم در انتظارتم
به فکرتم تمام شب
نه میتونم باهات بمونم
نه میتونم جدا بشم
تو بودی تکیه گاه من
همدم و پناه من
الان ازت گریزونم
بزرگترین خطای من - وای
----
ای یـــــــار کــــجـــــــــایــــــی
انگـــــــــار رسید وقت جدایی