من یه جادوگرم

هنرمندان: 
هنرمندان: 
هنرمندان: 
هنرمندان: 

چنگیز:
زندگی یه راهه نرفته است
که برگشت درش هست سخت تر از سنگ
میگن عاجزه از شرحش قلم
من میگم با منفیهاتون آوردین سرم درد

درگیر فکر نو تو هر لحظه
تصویر و شکله رشد تو مغزم که
تا فردا بزرگتر شم من از دیروز
مادی معنوی - پس قلم از دل

مینویسه واسه شما تا بدونی که
اگه بشوخی گفتم بهتون به شوخیه
حرفهام جدیه نقش و نشونیه
از طرزه فکریم گوشهام به گوشیه

من یک کم کم دارم
واسه همین واسه کاره سخت بد پایه ام
خیلی بی خیال میگم به جهنم به هر حال
میکنم حالا هر کی هر حرفی زد در باره ام

میگم حسادته مثله چند تا بچه
قضاوت شما واسم و پست و نرمه
آره حرفهام واستون پند و درسه داش
حقیقت تلخه واسه درد و رنج طرفهای شما
--
من یه جادوگرم - جادو با کلمه است آتیش و ضربه وقته لازمش جنگه
تا پایانه کارم - از زمانه ورود هستیم و نمیشیم خارج از صحنه
--
تیمور:
جادو چرخوندنه گریه به خند‌ه است
اگه بهت میگن که کم داری چه بهتر
جادو یعنی‌ جیبه خالی‌ یه دنیا پر از آرزو
روز اولش هم گفتم میرسم از راهه دور

جادو یعنی‌ مقوا بالا سرت فکره قصری
به دنیا می‌خندی هر چند که پره ‌ز قحطی
جادو یعنی‌ اون روزی که رو دو پاهات واستادی
پرنده رو از تو قفس به آسمون پر دادی

بسه یا میخوای بدم به کارم ادامه
ما رزمنده ایم و این هم از جلو نظامه
بچه فینت بزن کنار قناری اومد
ما دریا دلیم همه بدخواه ها مرداب صفت

جادویی بودن برا خودش رسم و رسوم داره
کاره هر کسی‌ نیست داش که باشه این کاره
جادو یعنی‌ چنگیز و تیمور همراه دیو
جادوگرن رو شروع کردیم با آرمه شیر
--
من یه جادوگرم - جادو با کلمه است آتیش و ضربه وقته لازمش جنگه
تا پایانه کارم - از زمانه ورود هستیم و نمیشیم خارج از صحنه
--
دیو:
آره جادوگر بودم از همون قدمه اول
هیپ هاپ به فارسی هم هست سندش دستم
اگه شک دارین بیاین ثابت کنم
نقاب رو چهره با جادوگران وارد شدم

جاده ای که شروع کردیم انتها نداره
جادو لحظه است دیروز و فردا نداره
تبدیله سخت به سهل ده به صد سنگ به زر
جادو قافیه است که لاش یه مو جا نداره

من یه جادوگرم جادو تو شریان و رگم
تو جریان هم تکم چنگ و تیمور هم فک ام
جادوگران هم فامیل شاید شما هم باهامین
چه عالی میریم یه پرواز رو قالی

واسه همین اومدیم تا حدود رو بشکنیم
بذارین از اول و دوباره بشنوین
جادو یعنی نبستن دست و بال دل
انتخابه حقیقت نه رسمه جامعه

پس قـلــم مینویسه از دل میگه
آتیـــش میزنه به سره کبریتت
ضربات میکوبونن وای نمیایستن
تا که پی ببری به این فکری که

مــــــن یــــــــه جـــــادوگـــــــرم
جادو درمون درد و من داروگرم آره
میمونیم تا آخر و نمیشم خسته
چونکه جادوگری نهایتاً رهایی از مرگه
--
من یه جادوگرم - جادو با کلمه آتیش و ضربه وقته لازمش جنگه
تا پایانه کارم - از زمانه ورود هستیم و نمیشیم خارج از صحنه
--
فردا:
ببین دادا به ما میگن جادوگر
هر چی‌ واژه پرت کردم خورد زارت رو ضرب
بذار واضح تر کنم هر چی‌ قانون هست
فردا اومد زد نابود کرد

اگه بارون بست من میشم طوفان
اغلب که اصلا نیستن تو حال
بذار بشینن تو نشیمن و بپیچن تو شعر و حرفم
تا یاد بگیرن سحر رو از من

روزی که له‌ شد نفسم
تازه باز شد اون چشم حبسم
بعد تا که آفتاب خورد به لحظه‌ام و
رنگم پرید یهو از من

کاره ما شد رشد مهر و فرهنگ
من دهقانم این هم کشت قلبم
کاره ما شد رشد مهر و فرهنگ
آل دل‌ اهله عشق و زربند
--
کیپ ایت آن ده رگولار